میزان حقوق برنامهنویسها
دوستی که به تازگی اقدام به راه اندازی یک شرکت نرم افزاری کرده، برای استخدام نیروی جدید در شرکتش از من راجع به میزان حقوق آنها جویا شد که در زیر شرحی بر آنچه به او گفتتم برای شما هم می آورم.
—————————————————————-
این مطلب زیر نظر مجوز GFDL منتشر میشود. و کلیه حقوق آن برای همگان آزاد است، بدین شرط که به کلیه شرایط موجود در مجوز GFDL ( که یک نسخه از متن انگلیسی مجوز GFDL در این محل و یک ترجمه غیر رسمی (فارسی) از متن مجوز GFDL که در مرداد ۱۳۸۳ توسط کاوه رنجبر تهیه شده است در این محل ) قرار دارد پایبند باشد.

GNU Logo
عنوان مطلب : میزان حقوق برنامهنویسها
بخش ثانی : ندارد
تاریخ انتشار : 21/06/1388 مطابق با 12/09/2009
شماره نسخه : نسخه یک
نویسنده : ناصر حاجلو
ای-میل نویسنده : n.hajloo@gmail.com
Copyright (c) 2009 Nasser Hajloo.
Permission is granted to copy, distribute and/or modify this document under the terms of the GNU Free Documentation License, Version 1.2 or any later version published by the Free Software Foundation;
with no Invariant Sections, no Front-Cover Texts, and no Back-Cover Texts. A copy of the license is included in the section entitled “GNU Free Documentation License”.
—————————————————————-
توجه داشته باشید که این مطالب سندیتی ندارد و صرفا تجربیات شخصی من از بازار کار نرم افزار و دات نت ایران (تهران) است و ممکن است همین شرایط در دنیای برنامه نویس های جاوا و سایر پلتفرم ها متفاوت باشد. همچنین لازم بذکر است که این مطلب در ۲۱ شهریور ۱۳۸۸ نوشته شده و در آینده نیز مکن است نامعتبر و ناکارآ باشد. از شما هم خواهشمندم با نوشتن نظر، در تکمیل این مطلب به من کمک کنید. با سپاس
معمولا یک برنامه نویس تازه کار ( کسی که در حال تحصیل – معمولا در مقطع لیسانس – و یا تازه فارغ التحصیل شده ) است. برای کار به شرکت های نزدیک ( عرفی شده توسط دوت و یا آشنا ) مراجعه می کند. در آن شرکت ها هم بخاطر اشنا بودن برنامه نویس تازه کار، و شناخت نسبی از این فرد که توسط معرفش بدست آمده، شرکت استخدام کننده، سعی می کند که کمترین میزان حقوق پرداختی را به او بدهد. یکی از این بهانه ها نداشتن دانش و تجربه کافی برای برنامه نویسی است و خیلی ها ( شرکت ها ) معمولا از این فرد مشتاق بصورت وحشتناک بیگاری می کشند مشکلات بوجود آمده در پروژه را بخاطر عدم شناخت کافی برنامه نویس تازه کار، به او نسبت می دهند.

استخدام برنامه نویس
یک فرد تازه کار معمولا فردی است که کمتر از دو سال به برنامه نویسی مشغل بوده و معمولا هیچ پروژه رسمی را به پایان نرسانده، این شخص معمولا از معماری ها فقط در حد اسم و توضیحات شنیده و از الگوهای طراحی هم کاملا بی اطلاع است. این دسته از افراد در شرکت ها معمولا به طراحی واسط کاربری گماشته می شوند تا خود پروژه کمتر دچار خطا شود و درگیری آنها با کد هم معمولا کم است. برای چنین فردی معمولا بسته به اینکه در سال اول یا دوم کار است و اینکه چقدر ( خود او ) بازار را درک کرده و اینکه چقدر به کدنویسی تسلط پیدا کرده معمولا به ازای هر ساعت ۱۲۰۰ تا ۲۵۰۰ تومان پرداخت می شود. نکته جالب اینجاست که معمولا این افراد از سایر بچه های تیم از میزان دریافتی شان ( بخاطر عدم اطلاع از بازار و نداشتن تجربه ) راضی هستند.
اما وقتی که یک شخص دو سال کد می نویسد بسته به رفتار شرکتی که در آن کار می کرده، و تجربیاتی که بدست آورده اقدام به تصمیم گیری می کند. معمولا بیشتر آنها ( به نظر من شاید بیش از ۷۰ درصد ) از شرکتی که در آن آغاز به کار کردند به شرکت دیگری می روند تا تجربیات جدید را کسب کنند و چیزهای جدیدتری را بیاموزند. بطور معمولا شرکتهای ایرانی دانش بیشتری برای انتقال به برنامه نویس هایشان ندارند و اگر یک شخص دو سال در یک شرکت کار کند، با بیشتر معماری، الگوهای طراحی، شیوه کدنویسی و … عادت می کند و بعد از روال عادی کارهاست که انجام می شود. درست به همین دلیل هم هست که آنها که شرایط را درک می کنند معمولا بعد از ۲ سال از شرکت اولی به شرکت بعدی می روند.
در شرکت دوم، برنامه نویس تازه کار ، یا به یک برنامه نویس زخم خورده تبدیل شده و یا صرفا اطلاعات کمی در ارتباط با یک شرکت ایرانی و وضع برنامه نویسی پیدا کرده است. اگر حالت اول برای او پیش بیاید معمولا با دلی ناراضی در جستجوی شرکتی است که در همان حدود شرکت اولی به او حقوق بدهد اما در آن شرکت نباشد، این دلیلی می شود برای جستجوی اشتباه برای شرکت دوم و معمولا دریافتی او در شرکت بعدی چیزی بیشتر از ساعتی ۳۲۰۰ تومان نخواهد بود. اما اگر حالت دوم را پیش گرفته باشد با یک دید وسیع تر و بهتر در جستجوی شرکتی خواهد بود که او را برای رسیدن به شرکت سوم ( که در ذهن او هست ) یاری کند. معمولا این دسته از افراد، برنامه نویس های موفق تری خواهند شد. و در این حالت و بسته به یزان مهارتشان در کدنویسی معمولا چیزی بین ساعتی ۳۰۰۰ تا ۳۸۰۰ دریافت می کنند. تازه در این سال سوم است که این دسته از برنامه نویس ها شروع می کنند به یادگیری نوشتن برنامهبه شکل صحیح. معمولا سریعا شروع می کنند به یادگیری معماری برنامه نویسی در شرکت فعلی و سعی می کنند بخوبی به آن تسلط پیدا کنند. بعضی ها معماری های مرتبط دیگر را هم مطالعه می کنند. در همین سال آنها که فعال تر هستند برای خودشان یک وبلاگ درست می کنند و یا در فوروم های مرتبط عضو می شوند و شروع به فعالیت می کنند. مسلما میزان فعالیت آنها در فوروم ها و وبلاگ نویسی در موفقیت آنها تاثیرگذار خواهد بود. تعداد بسیار کمی را هم دیده ام که به شدت به اخبار دنیای کامپیوتر و تکنولوژی های وابسته علاقمند می شوند و بخشی از وقت خودشان را برای مطالعه اخبار صرف می کنند.
اما در سال چهارم، معمولا میزان مهارت یک برنامه نویس به سطح قابل قبولی رسیده و پرسش هایی که برای او پیش می آمد به طرز چشمگیری کاهش پیدا کرده و بخوبی به پلتفرمی که برنامه می نویسد مسلط شده است. اینجاست که شرکتهای بسیار زیادی برای به خدمت گرفتن او می جنگند و درست به همن دلیل است که بیشتر آگهی های استخدام برنامه نویس، برنامه نویسی با حداقل میزان ۳ سال برنامه نویسی احتیاج دارند. شرکت های قبلی معمولا شرکت های کوچک و یا بسیار کوچکی هستند که بزرگ ترین پروژه آنها پروژه های ۱۰ تا ۲۰ میلیونی بوده و برای بقا می جنگند. اما شرکتهای این رده معمولا شرکت های معمولی یا بزرگ هستند که از رانتهای دولتی برخردارند و برای پروژه هایی که با قیمت گزاف از دولت می گیرند به برنامه نویس خوب احتیاج دارد و معمولا حاضرند که هر بهایی برای در اختیار گرفتن این برنامه نویس ها بپردازند ( در صورتی که مطمئن شوند این شخص واقعا برای آنها مفید است ).
در این سال بسته به شرکتی که برنامه نویس جذب آن می شود و میزان مهارت و تاثیرگذاری اش در شرکت و نیز احتمالا شهرتی که از وبلاگ نویسی و یا فوروم ها بدست آورده چیزی حدد ساعتی ۴۰۰۰ تا ۵۰۰۰ می گیرد. به نظر منن دقیقا همین سال چهارم و پنجم برنامه نویسی است که ایده ال ترین سال زندگی یک برنامه نویس است. او گرچه حقوق بالایی ( بسته به همکارانش در خارج از کشور ) نمی گیرد. اما دارای احترام خوبی است و بخاطر تجربیات قبلی از میزان دریافتی راضی است. او با معماری ها آشنا شده و براحتی با الگوهای طراحی مختلف کد می نویسد. او برای یک شرکت کاملا مفید است و از لحظه لحظه وقتش بخوبی استفاده می کند. ( گرچه معمولا در همین سال ها از وقت هایی که از دست داده تاسف می خورد، اما از شرایطش معمولا راضی است).
اما این پایان راه نیست بعد از گذر از سال پنحم برنامه نویسی او تبدیل به یک برنامه نویس ماهر شده که نه حاضر است هرجایی کار کند و نه هرجایی به او نیاز است. معملا پروژه ها آن قدر جدی نیست که به شخصی مثل او برای حل مسائل نیاز باشد و او ناگزیر باید جذب یکی از ۱۰ -۱۲ شرکت برتر نرم افزاری ایران شود و یا اینکه به فکر کار دیگری باشد معمولا کمتر شرکتی است که به چنین شخصی ساعتی ۷۰۰۰ تا ۱۰۰۰۰ تومان بدهد. در همین باب قبلا یک مطلب با عنوان طول عمر برنامه نویسی یک شخص نوشته بودم که توصیه می کنم آن را هم مطالعه کنید. و در این مورد بیشتر نمی نویسم.
لینکهای مرتبط
نتیجه گزارش پرس و جو از برنامه نویسان و توسعه دهندگان وب در ارتباط با کار و میزان حقوق دریافتی

واقعا لذت می برم وقتی اکثر نوشته هاتو میخونم،من به شخصه عقیده دارم تو ایران نمیشه واسه همیشه برنامه نویس موند و باید به رشته های دیگه کامپیوتری هم سرک کشید که در این صورت هم با تمام انرژی روی برنامه نویسی تمرکز نداریم،و این خودش مشکله.
سلام
نوشته مفید و آگاهی دهندهای بود. چند نکته هم به ذهن من رسید که به آن اضافه می کن:
- برای برنامهنویس تماموقت معیار «ماهانه» معمولا بسیار مهمتر از «ساعتی» است. چرا که لزوما برنامهنویسی که برای نمونه بصورت پاره وقت ساعتی ۲۰۰۰ تومان میگیرد ممکن است ماهانه آن مقدار را نگیرد. یعنی اگر تعداد ساعت کار تماموفت ماهانه وی را در حقوق ساعتی ضرب کنیم عددی کمتر به دست می آید.
- دوم اینکه حقوق برنامهنویسها بسیار وابسته به تهران/شهرستان است بهطوری که گاهی حقوق یک برنامهنویس شهرستانی بین ۱/۲ تا ۱/۳ حقوق برنامهنویس همانند خود در تهران است .( همین امر یکی از دلایل مهاجرت برنامهنویسان به تهران است)
- فاکتور دیگری که در تعیین حقوق برنامهنویسان مهم است، تعداد و ارزش پروژههایی است که یک شرکت میتواند بگیرد. روشن است شرکتی که بتواند پروژههای بیشتر و بهتری بگیرد دست بازتری در پرداخت خواهد داشت.
- فکر میکنم که بیشتر دید برنامهنویس نوشتید تا کسی که قصد راهاندازی شرکتی را دارد.این حقوقها شاید برای بسیاری از شرکتهای نوپای ایرانی بالا باشد. ولی به هر حال از نوشته خوبتان سپاسگذارم
@کسب و کار نرمافزار
این حقوقها به نظرم رقم چندان بالایی نیست. کما این که افراد بسیاری سراغ دارم که در تمام سالهای کارشان چیزی حدود ۲۰ درصد بیش از این ارقام دریافت میکنند. شما هیچ وقت نباید شرایط رقابتی را فراموش کنید. یک فارغالتحصیل کامپیوتر اگر در یک اداره دولتی خیلی معمولی استخدام شود، آن هم بدون سابقه کار، چیزی حدود ۶۰۰ هزار تومان خالص در ماه دریافت میکند. آن هم بدون اضافه کاری و بدون در نظر گرفتن عیدی پایان سال و حق سنوات و دیگر مزایای یک کار دولتی. آن وقت این کار برنامهنویسی چقدر برایش با ارزش باید باشد که تا حد دو سوم یا حتی نصف حقوق دولتی را دریافت کند؟
در این مقایسه میتوانید شغلهای دیگری را هم اضافه کنید. مثلا طرف پیک موتوری است ولی درآمدش بیش از درآمد سال اول یک برنامهنویس است!
آیا واقعاً حقوق یک برنامهنویس شهرستانی تمام وقت به عنوان کسی که حرفهاش و امرار معاشش از طریق برنامهنویسی است یک سوم یا یک دوم برنامهنویس تهرانی است؟ آن هم با در نظر گرفتن ارقام ذکر شده در نوشته؟ باور کردنش کمی سخته.
- باور کردنش سخت است، ولی متاسفانه اینگونه است. دست کم تا آنجا که من با شرکتهای مختلف، به عنوان مشاور/ راهنما، سروکار دارم و نیز تجربههای خود ما در شرکت.
- بله متاسفانه در اینجا حقوق بیشتر کارهای دولتی از حقوق برنامهنویسان بیشتر است.
- البته همین شرایط رقابتی در شهرستان هاست که این شرایط را به وجود آورده. شرکتهای شهرستانی معمولا از یک سو هم تعداد پروژههای کمتری را میگیرند و از دیگر سو سقف ارزش یک پروژه در شهرستانها کمتر است. جالب اینکه شرکتهای دولتی/ خصوصی شهرستانی وقتی پروژهای با ارزش دارند نخست سراغ شرکتهای تهرانی میروند.
- بگذارید یک نمونه بیاورم یکی از دوستان شرکتدار بهتازگی خانمی با توانایی خوبی را استخدام کرده. او به من میگفت که این خانم خوب است ولی حقوق بالایی میخواهد حالا فکر میکنید این حقوق بالا چقدر بود؟ ۳۵۰
- در اصفهان حقوق ۵۰۰ حقوق خوب محسوب میشود و ۶۰۰ دیگر عالی. البته این صحبت کلی است. چون در همینجا هم استثنا وجود دارد. برای نمونه شرکت ایریسا در اینجا حقوقش نسبت به بقیه شرکتهای اصفهانی بالاتر است ولی باز ساید برای تهرانیها چندان دلچسب نباشد.
- البته نکته دیگری هم هست و آن اینکه هزینه زندگی در تهران به مراتب بالاتر از شهرستانهاس حتا شهرهای بزرگی چون اصفهان، شیراز یا مشهد.
جالب بود ، استفاده بردم … :)
1- در مورد بحث حقوق من فکر ميکنم اختلاف حقوق شهرستان (حداقل بهساد را من ميدانم) و تهران در حد 25% کمتر است و با اين حساب تفاوت چنداني نميکند. اما بايد اين را حساب کنيد که هزينه زندگي در شهرستان تقريبا در حد نصف تهران ميباشد.
2- فرمودهايد: “…یکی از این بهانه ها نداشتن دانش و تجربه کافی برای برنامه نویسی …” با اينکه اين موضوع بهانه باشد مخالف هستم. شما فکر ميکنيد که يک دانشآموخته دانشگاه به طور عمومي چقدر دانش دارد. بر اساس تجربيات من هر کارشناس در شرکت به طور نسبي 1.5 ميليون تومان هزينه مستقيم به وجود ميآورد که بخشي از اين هزينه شامل حقوق و بخش ثابت ديگر شامل سربار از قبيل بيمه، ماليات، ناهار، تجهيزات و … ميباشد. به طور متوسط هر کارشناس پس از گذشت يک سال ميتواند به نقطه سربه سر رسيده و پس از يک سال داراي سود آوري است. پس بنابراين حقوق کارشناس در طي اين مدت فقط ميتواند داراي کارکرد انگيزشي داشته باشد.
3- با مطالب شما به طور کلي موافقم
4-در مورد شرکتهاي شهرستاني مطلبي در نظرات وبلاگ آقاي کاوه يزدينژاد نوشته بوديد که پاسخ مربوطه درج شدهاست.
اوه حاجی اوضاع چه خرابه!
من که هیچی بارم نیست دارم ساعتی 20 هزار تومان میگیرم. اونجا شما میگی خیلی خفن باشه ساعتی 10 هزار میدن.
مفید بود
ولی من هیچ وقت به کار تو شرکت ها و … اعتقادی ندارم .
آدم باید دنبال یه ایده باشه و از ایده هایی که داره پول دربیاره
مرسی از مطلبتون. خیلی جالب بود.
اتفاقاً من الان تو فاز اول هستم و دنبال جایی که بتونم اطلاعات برنامه نویسی رو به صورت حرفه ای یاد بگیرم. البته الان توی یه شرکت خصوصی توی تهران کار می کنم ولی نه در قسمت تولید نرم افزار. قسمت تولید ما هم نیروهایی داره که سال چهارم یا پنجم برنامه نویسیشون هست، ولی اندازه تازه کارها حقوق می گیرند. اینجا یه مقداری تو حقوق دادن خسیس هستند.
فقط محض اطلاعتون بگم که اینجا مدیر پروژه های ما که افراد خیلی با استعداد و با هوشی هستند و پروژه های خیلی بزرگ رو مدیریت کردن، نهایتاً ماهی 1.400.000 حقوق میگیرن که مشخصه حقوق خیلی پایینی هست. پروژه های ما هم همشون دولتی هستند و کمترینش حدود 40 تومن بوده.
در ضمن اگه یه نیروی تازه کار با اطلاعات متوسط در مورد برنامه نویسی .Net خواستین که لیسانس کامپیوتر داشته باشه، لطفاً به من خبر بدین تا رزومه خودم رو بفرستم براتون :))
مدیران پروژه ها اکثراً بیشتر می گیرند و معمولاً هم مهندسین نرم افزاری هستند که تجربه بیشتری دارند 6، 8 سال به بالا، البته اگر مدرک تحصیلی بالاتر باشد و یا از دانشگاه های معتبر باشند با سابقه کاری کمتر هم مدیر پروژه می شوند
سلام
با حرفتون کاملا موافقم
من خودم الان دو سال هست که برنامه نویس هستم ولی دارم یواش یواش خسته میشم قصد دارم گرایش های دیگه کامپیوتر رو هم امتحان کنم
البته برنامه نویسی توی ای دولتی با جای خص.صی خیلی فرق میکنه
در جای دولتی شما نیاز نیست که ححتما به روز باشید ولی جای خصوصی باید ………
برای من مفید بود. ممنون.
اما دو تا نکته:
1. برنامه نویسی کامپیوتر مهارتی نیست که حتما نیاز به تحصیل در رشته های مرتبط در دانشگاه داشته باشد. آدم هایی رو دیدم که رشته شون چیز دیگه ای بوده ( یا اصلا دانشگاه نرفتند) اما برنامه نویس های قابلی بودند.
2. به نظرم اگر کسی می خواد فقط کدنویس باشه، اصلا لازم نیست توی دانشگاه مهندسی کامپیوتر بخونه. برای “کد نوشتن” لازم نیست تا الگوریتم های مرتب سازی و جستجو و … رو حتما بلد باشه. البته اگر بلد باشه می تونه برنامه های سریع تر و بهتری رو بنویسه.
3. از دو نکته ی بالا نتیجه می گیرم که شرکت های نرم افزاری استفاده ی بهینه ای از “مهندسان کامپیوتر” نمی کنند و در حد یک “کد نویس” ازشان بهره می برند.
یه موضوعی که بهش اشاره نشد تعریف شما از برنامه نویس هست و در واقع تعریف اون شرکت از برنامه نویس. خیلی از برنامه نویس ها کار تحلیل، طراحی، پیاده سازی، آزمون، مستندسازی و … رو هم انجام میدن. در واقع انتظار یه شرکت از برنامه نویس صرفا کدنویس نیست. به نظر من در برآورد حقوق این مساله باید در نظر گرفته شه. بعبارت دیگه یه نفر که داره کار 5 نفر رو انجام میده! و متاسفانه وضعیت تولید نرم افزار ما در سطح مدیریت شرکت های خصوصی یه همچین برنامه نویس هایی رو می طلبه و یکی از دلایل تیم ورک کار نکردن ما هم همین موضوعه.
جالب و خواندنی بود.متشکرم
شاید من هم از همان گروه بخت برگشته ها باشم که دیگر باید بازنشسته شوم!